آیا من تحصیل در رشته‌ی دکترای تخصصی پیوسته‌ی بیوتکنولوژی پردیس علوم دانشگاه تهران را به کس دیگری توصیه می‌کنم؟

 مقدمه

وقتی در کنکور سراسری سال ۱۳۹۲ شرکت کردم، در دفترچه با این رشته آشنا شدم. تا قبل از دریافت دفترچه‌ی انتخاب رشته حتی اسم این رشته را هم نشنیده بودم. پس از آشنایی اولیه تصمیم گرفتم در اینترنت در مورد این رشته جستجو کنم. با صفحه‌ی خود این گروه آموزشی در سایت پردیس علوم دانشگاه تهران برخورد کردم. مصاحبه‌ی دو نفر از دانشجویان این رشته با سایت قلم چی را خوانم. از آنجایی که علاقه‌ی خاصی به رشته‌ی خاصی در دانشگاه نداشتم، تصمیم گرفتم که این رشته را به عنوان رشته‌ی اول انتخاب کنم. باید یک متن بلند‌بالا در مورد leap of faith بنویسم. من خیلی از تصمیمات مهم زندگی‌ام را این‌گونه گرفته‌ام. پس از گذشت هفت سال از آن تصمیم می‌خواهم تجربه‌ی خودم را در مورد این رشته‌ی تحصیلی بنویسم تا اطلاعاتی را برای دو دسته از افراد فراهم کنم. نخست، کسانی  که در مورد این رشته‌ی دانشگاهی کنجکاو هستند. دوم، دانش‌آموزانی که هنوز مطمئن نیستند که می‌خواهند این رشته را در دانشگاه بخوانند یا نه. در پایان تاکید می‌کنم که این موارد نظر و تجربه شخصی من است.

نکات مثبت

کمرنگ بودن جنبه‌ی آموزشی رشته

شاید در ابتدا این مسئله عجیب به نظر برسد اما یکی از جنبه‌های مثبت گروه بیوتک از نظر من این است که مسئله آموزشی آنقدر در آن جدی نیست! بهتر است بگویم این مورد نتایج مثبتی دارد که می‌خواهم شرح دهم اما قبل از آن لازم است توضیح دهم منظورم از کمرنگ بودن جنبه آموزشی چیست؟ یک عامل مهم در  زندگی و کار هر کدام از ما، فضایی هست که در آن مشغول به فعالیت هستیم. اگر در محیط‌هایی با ارزش‌های مشخص قرار بگیریم، رفتارمان با توجه به ارزش‌های گروهی و جمعی سمت و سو می‌گیرند. فضای حاکم بر گروه بیوتک میان دانشجو‌ها این گونه است که خیلی از چیز‌ها را بیشتر و پیشتر از اینکه به آن‌ها تدریس شود، بلد هستند. در نتیجه، خیلی فضای درس خواندن در گروه مطرح نیست. این مسئله باعث می‌شود که به طور کلی کلاس‌ها بیشتر از آن که جنبه‌ی آموزشی داشته باشند، جنبه‌ی گفتگو علمی داشته باشند. زمان آزادی که به خاطر نبود فضای درس‌خواندن در بیوتک در اختیار دانشجو‌ها هست باعث می‌شود اکثرا در فعالیت‌های موازی از جمله کار حین تحصیل، فعالیت تشکیلاتی، خبرنویسی، ورزش یا ... روی بیاورند.

به نظر من هر کسی که این رشته را انتخاب می‌کند یک چیز‌های جالبی در وجودش هست که باعث می‌شود فضای گروه یک حالت رنگارنگ و عجیبی داشته باشد. از دارنده مدال‌ المپیاد شیمی، زیست، نجوم و ادبی تا شطرنج‌‌باز حرفه‌ای، اسب‌سوار، فیلم‌ساز‌، برنامه‌نویس حرفه‌ای و ... در گروه پیدا می‌شود. همچنین، تقریبا هر کدام از ما نِرد (خوره) یک موضوعی هستیم. اگر مثل من، دوست دارید که پای حرف تخصصی آدم‌های دیگر بنشینید و از آن‌ها چیز یاد بگیرید، فضای گروه بیوتک خیلی از این جنبه برای شما مناسب است. 

جامعه‌ی کوچک: فرصتی که قبیله‌گرایی به ما می‌دهد

کم بودن تعداد دانشجو‌های گروه بیوتک باعث می‌شود که هر کدام از دانشجویان و دانش‌آموختگان این رشته یک احساس تعلقی به این گروه می‌کند که من کمتر مشابه آن را در رشته‌های دیگر دیده‌ام. به عنوان مثال، بسیاری از دانشجویان این رشته تنها به این علت که دانشجو‌ی این رشته هستند و کس دیگری نیز در شرکتی که این افراد مایل به تحصیل در آن هستند نیز بیوتکی بوده است، در بدست آوردن فرصت‌ شغلی از رقبای پیشی می‌گیرند. همچنین در بسیاری از موارد این آشنایی‌ها و قبیله‌گرایی برای یافتن موقعیت‌های مهاجرت تحصیلی به خارج از کشور نیز برای ما فراهم بوده است. به طور کلی، یک تصویری از دانشجویان بیوتک در موسسات داخلی، و شاید خارجی، توسط بیوتکی‌ها ساخته شده است که فضا را برای ورود هم رشته‌ای‌هاشان مهیا می‌کند.

به نظر من گروه بیوتک برخلاف سایر رشته‌های دانشگاهی یک نوع قبیله، حزب یا گروه است. نزدیک‌ترین چیزی که من شبیه به آن را دیده‌ام احساسی است که دانش‌آموزان سمپادی به این سازمان دارند. جنس احساس تعلق مشابهی را من در بین دانشجویان بیوتک دیده‌ام.

مهاجرت تحصیلی

از آنجایی که تعداد زیادی از همکلاسی‌های هر کدام از ما در طول دوران تحصیل از ادامه‌ی تحصیل در این رشته برای مهاجرت انصراف دادند، بسیار این سوال و محرک برای هر کدام از ما پیش می‌آید که ما چرا مهاجرت نکنیم؟  تقریبا از همان ترم‌ اول که وارد بیوتک می‌شوید، با توجه به محیط اطرافتان، همواره به این احتمال که روزی در ایران نخواهید بود و برای ادامه‌ی تحصیل مهاجرت می‌کنید فکر و برنامه‌ریزی می‌کنید. چون تعداد زیادی از هم‌دوره‌ای‌های شما در این راه مهاجرت کرده‌اند و می‌کنند یک گروه خیلی خوب برای مشورت و راهنمایی گرفتن در حوزه‌ی اپلای کردن در اختیارتان است.

نکات منفی

مشکلات غیر علمی

ساختمان گروه

یکی از اولین چیز‌هایی که تو ذوق تمام دانشجویان جدید این رشته می‌زند، ساختمان قدیمی، کوچک و اداری این گروه است. در واقع، این ساختمان پیش‌تر یکی از ساختمان‌های آموزش پردیس علوم بوده است و سپس به گروه بیوتکنوژی داده شده است. در نتیجه، ساختار این سازه، خیلی با کارکرد آن همخوانی ندارد. کلاس‌های بدون تهویه و کوچک، ضعیف بودن سیستم گرمایش و سرمایش، آزمایشگاه‌های کوچک و غیر ایمن، نبود وجود فضای استراحت مناسب، نداشتن بوفه، آنتن‌دهی ضعیف اینترنت دانشگاه، محدودیت ساعات رفت و آمد به داخل ساختمان گروه از جمله ایراداتی است که من در ذهن دارم. شاید به نظر بیاید که ساختمان گروه اهمیت چندانی ندارد، اما شما تمام وقت خود را در این محیط قرار است بگذرانید و بعد از مدتی به اهمیت آن پی خواهید برد.

شهر ما، یک شهر کوچیکه نمیشه که ...

دومین مشکلی که من در برخورد با گروه بیوتکنولوژی دچارش شدم، کوچک بودن جامعه‌ی دانشجویان این رشته بود. به طور میانگین هر سال ده الی پانزده نفر به عنوان ورودی‌های جدید به این رشته وارد می‌شوند و اگر شخصی به اندازه‌ی کافی خوش‌شانس نباشد، در یک جمع کوچکی گیر می‌کند که نمی‌تواند با آن‌ها به راحتی ارتباط برقرار کند. این مسئله باعث می‌شود که اختلافات شخصی، اعتقادی، اجتماعی و … بیشتر از سایر محیط‌ها در چشم باشد. اشتباه شما به سرعت میان افراد یک جامعه‌ی کوچک پخش می‌شود یا گروه‌بندی‌های میان افراد باعث می‌شود شما از امتیازاتی محروم شوید یا امتیازات ویژه‌ای داشته باشید. به عنوان مثال،‌ چون من خودم بر خلاف اکثر دانشجویان این رشته، در دبیرستان برای المپیاد آماده نشده بودم و با فضای دانشجویان المپیادی آشنا نبودم، هیچ کدام از دانشجویان سال بالایی را در این رشته نمی‌شناختم. همچنین، به علت اینکه اکثر هم‌کلاسی‌های من خوابگاهی بودند، کمتر در جمع آن‌ها پذیرفته شده بودم. بسیاری از چیز‌های مرتبط با دانشگاه را من دیرتر یا سخت‌تر از هم‌کلاسی‌هایم یاد گرفتم. مثلا من بعد دو سال متوجه شدم که چگونه می‌توانم برای بنیاد نخبگان درخواست نخبگی دهم یا از امکانات ورزشی دانشگاه استفاده کنم. وارد شدن به گروه‌های شکل گرفته به نظر من برای فردی که مثل من مهارت‌های اجتماعی قوی ندارد، مشکل‌تر از سایر رشته‌ها است.

تشکیل نشدن همه‌ی گرایش‌ها

با توجه به اینکه به مرور زمان از تعداد دانشجویان هر ورودی کاسته می‌شود (عده‌ای در پایان مرحله‌ی اول (کارشناسی) و عده در انتهای مرحله‌ی دوم (کارشناسی ارشد) انصراف می دهند و مدرک معادل دریافت می‌کنند.)، در نتیجه هر چه پیش‌تر می‌روید انتخاب‌های شما محدودتر می‌شود و باید خوش‌شانس (یا لابی‌گر قوی) باشید تا بتوانید گرایشی که می‌خواهید را ادامه دهید. برای اینکه یکی از گرایش‌های ارشد و دکترا در گروه بیوتک ارائه شود یک حداقل تعداد دانشجو متقاضی برای آن گرایش وجود دارد.

محدودیت نمره و تاثیر آن بر کیفیت آموزشی

یکی از نقاط ضعف گروه بیوتک از نظر من آیین‌نامه به شدت ضعیف و بی‌برنامه آن است. به جز اینکه سر فصل‌ها و درس‌ها غیرمنطقی و غیر معقول انتخاب شده‌اند، مقرراتی که در آیین‌نامه مصوب شده است نیز به نظر من اثر معکوس دارند. به عنوان مثال، حداقل نمره قبولی و مشروط نشدن در گروه بیوتک، در هر مرحله، نسبت به رشته‌های مشابه بین یک الی دو نمره بالاتر است. این مسئله باعث شده است که از طرفی دانشجویان همواره دغدغه نمره داشته باشند به جای اینکه دغدغه‌ی یادگیری داشته باشند. از طرفی اساتید به سرفصل‌هایی که به آن‌ها محول شده است به طور کافی نمی‌رسند که بپردازند. در یک مذاکرات غیررسمی میان دانشجویان و اساتید اینگونه در نظر گرفته شده است که از یک نمره‌ای همه‌ی دانشجویان بالاتر می‌شوند. از طرفی چون تعداد دانشجویان کم است و تا حدودی تمام دانشجویان نیز حداقل با معیار‌های کنکور سراسری و المپیاد دانشجویان قوی هستند، اساتید برای جدا کردن (!)‌ نمره‌ی دانشجویان از یکدیگر به روش‌های بعضا عجیب رو بیاورند. به نظر من، موضوع که با یک جمعیت ده الی پانزده نفره که با یک معیار‌های خاص انتخاب شده‌اند، نباید مانند یک جامعه‌ی بزرگ با آن برخورد کرد هنوز برای اساتید هیات علمی و مدعو این گروه توجیه نشده است. به نظر من واضح است که نمرات این گروه از افراد نباید الزاما توزیع نرمال داشته باشد، اعتقادی که به طور غیرمستقیم از زبان اساتید شنیده شده است.

سرعت و عجله در خروج / عدم پیگیری و حل مشکلات به شکل بنیادی

گروه بیوتک مشکلات زیادی دارد که بعضی از آن ها سال‌های سال است که حل نشده باقی مانده‌اند. رفتار‌های سلیقه‌ای و غیرمعقول اداره کل آموزش دانشگاه تهران با دانشجویان این رشته یکی از این نمونه‌ها است. با این حال به علت عجله‌ای که به طور مزمن در طول تحصیل گریبان ما را در این گروه می‌گیرد، باعث می‌شود که وقتی «رخت خویش را این ورطه بیرون می‌کشیم» دیگر پشت سر خود را نگاه نکنیم و هیچ حرکت جمعی یا خواست عمومی جهت رفع و رسیدگی به مشکلات گروه به وجود نیاید. 

مشکلات متعدد در دانشگاه و موسسات دیگر

آیین‌نامه خاص و عجیب گروه بیوتکنولوژی باعث می‌شود شما در بسیاری از موسسات خارجی مانند بنیاد ملی نخبگان، بنیاد حامیان دانشگاه تهران و حتی در سطح دانشگاه تهران مشکلات متعددی داشته باشید. بنابر آیین نامه این رشته شما تعداد واحد‌های مشخصی را در هر مرحله می‌گذرانید و این آیین‌نامه ساختار به شدت خشک و غیرمنعطفی دارد. شما از یک سری از حقوق دانشجویان دیگر محروم می‌شوید و اگر هم برای رسیدن به آن حقوق تلاش کنید به خاطر آیین‌نامه متفاوت و عجیب این رشته در ادارات با شما رفتار غیرمحترمانه زیادی می‌شود. همان‌طور که در مورد بالاتر گفتم، نه خواست عمومی در بین دانشجویان شکل می‌گیرد که به این مسئله بپردازند و نه در سطح مدیریتی اراده‌ای برای حل بسیاری از مشکلات وجود دارد.

مشکلات علمی

آیین نامه

آیین‌نامه‌ی گروه دکتری تخصصی پیوسته‌ی بیوتکنولوژی واقعا ضعیف، غیر معقول و غیرکاربردی است. این آیین‌نامه را می‌توانید از این لینک دانلود کنید. شما به طور معمول برای دوره‌ی اول (کارشناسی) و دوره‌ی دوم (کارشناسی ارشد) به طور معمول هفت و چهار ترم فرصت دارید. من چون دوره‌ی سوم را در این گروه نگذراندم در مورد آن نظری نمی‌دهم. محدود بودن تعداد ترم‌ها باعث می‌شود تعداد واحد‌هایی که در هر ترم باید بگذرانید، زیاد باشد که این مسئله مخصوصا در دوره‌ی اول به نظر من فشار بیهوده به دانشجویان می‌آورد.

تعداد درس‌هایی الزامی که باید برای قبولی در هر مرحله بگذرانید بسیار زیاد است. همچنین سرفصل‌هایی که برای هر درس در آیین‌نامه نوشته شده است به شدت غیر منطقی و غیر معقول است. من فکر نکنم در هیچ کلاسی این سر فصل پوشش داده شد. در تلاشی مذبوحانه بعضی از اساتید با فشار به دانشجویان تنها با نام بردن از مسائل تلاش می‌کردند سر فصل‌ها را پوشش دهند که باعث می‌شد دانشجویان چیز جدیدی در این دروس یاد نگیرند.

با توجه به وجود تحریم‌های بین المللی و کاهش سالیانه ارزش ریال، هیچ واحد آزمایشگاهی که ما در دانشگاه گذراندیم کیفیت کافی را نداشت و هر سال هم اوضاع بدتر شد. در اغلب این دروس، دانشجویان پشت صندلی‌هاشان می‌نشستند و استاد خودش مراحل آزمایش را انجام می‌داد و دانشجویان «نگاه» می‌کردند. در معدود آزمایش‌هایی هم که دانشجویان انجام می‌دادند باید به صورت گروهی آزمایش انجام می‌شد. مجددا در این مورد نیز، سرفصل‌های دروس آزمایشگاه بسیار قدیمی و نامناسب هستند و دانشجو را برای نیاز‌های پژوهشی‌اش که درآینده با آن برخورد می‌کند، آماده نمی‌کند.

در کنار نبود امکانات آزمایشگاهی، آیین نامه گروه بیوتک با تعداد زیادی دروس آزمایشگاهی و تئوری پر شده است که هیچ فایده‌ای برای آماده کردن دانشجویان مرحله‌ی اول برای مراحل بعدی ندارد. در واقع مشکل اصلی در این بخش این است که دانشجویان در مرحله‌ی اول باید ۱۳۰ واحد آموزشی را بگذرانند و تنها می‌توانند ۳ واحد اختیاری را انتخاب کنند. به عنوان مثال، اگر من به یک گرایش خاص از بیوتک علاقمند شده باشم باز هم مجبورم با توجه به آیین نامه این رشته دروس سایر گرایش‌ها را نیز پاس کنم، در حالی که بسیار منطقی‌تر است اگر اجازه داشتم دروس اختیاری مرتبط با آن گرایش که به آن علاقمند هستم را بتوانم انتخاب کنم. به عنوان مثال، من به بخش‌های محاسباتی بیوتک بیشتر علاقمند شده بودم با این حال اجازه نداشتم در کلاس‌های مرتبط شرکت کنم و مجبور بودم دروس مرتبط با گرایش پزشکی یا میکروبی را بگذرانم.

مدرسین و هیئت علمی

من ورودی سال ۱۳۹۲ بودم لذا ممکن است گفته‌های من در این بخش قدیمی باشد. به علت تعداد کم دانشجویان، جدایی جغرافیایی گروه بیوتک از مجموعه‌ی پردیس مرکزی، رویکرد متفاوت دانشجویان بیوتک به دروس و ناتوانی مدیریت گروه در بسیاری از موارد اساتید مدعو به گروه کیفیت کافی تدریس را نداشتند. بسیاری از دروس پایه‌ای ما توسط دانشجویان دکترا یا اساتید تازه کار تدریس شد و این مسئله بسیار باعث رنجش ما بود. همچنین، دانشجویان با توجه به زمان محدودی که برای گذراندن دوره‌ی اول و دوم دارند، تقریبا مجبور هستند که هر درسی در هر ترم به آنان ارائه شد را اخذ کنند. این مسئله موجب شده بود که بسیاری از ما دروس زیادی را با اعضای هیئت علمی که کیفیت تدریس پایینی داشتند و کلاس‌هایشان بعضا حتی تشکیل نمی‌شد، بگذراینم. در یک جمله، به نظر من اغلب هدف اصلی ارائه دروس در بیوتک  سَنبل کردن و گذراندن واحد‌ها بود نه اینکه دانشجویان چیزی یاد بگیرند.

میان اعضای هیئت علمی این گروه اختلاف نظر زیادی وجود دارد و قسمت قابل توجهی از وقتشان را صرف درگیری‌ با همکارانشان می‌کنند. درگذشته این اختلافات حتی به کلاس‌های درس‌ هم راه می‌یافت و قسمتی از زمان کلاس به مطرح کردن مشکلات اساتید می‌گذشت. متاسفانه، در مواردی بوده است که دانشجویان بابت این اختلافات هزینه‌ داده‌اند. همچنین، به طور متوسط هر دو سال یک بار ریاست گروه تغییر می‌کند و یکی از اتفاق‌های رایج حرکت در خلاف جهت تصمیمات ریاست قبلی است. این عدم ثبات مدیریتی نه تنها مانع پیشرفت گروه بیوتک شده است، بلکه در مواردی به مباحث آموزشی نیز آسیب می‌زند.

تحصیلات تکمیلی و آزمایشگاه‌ها

خودم کمتر با این مشکل دست به گریبان بودم، اما تقریبا همه‌ی دانشجو‌های بیوتک از فقر مطلق امکانات در گروه بیوتک رنجیدند. تقریبا تمام دانشجو‌ها مجبور هستند برای اینکه بتونن کار‌های آزمایشگاهی خود را انجام بدهند باید با همکاری محققین موسسات خارج از گروه مثل رویان، پاستور و ... انجام بدهند که این مسئله پیچیدگی‌های خاص خود را به همراه دارد. در کنار نبود امکانات، خیلی شنیده‌ام که پروژه‌های کارشناسی ارشد و دکترا به خاطر نبود منابع مالی کافی یا با تاخیر انجام می‌شوند یا از قسمت‌های مختلف آزمایش زده شده است. در زمینه‌ی آزمایشگاهی که من در آن کار می‌کردم هم کامپیوتری با توان پردازشی بالا وجود نداشت. دو کامپیوتر با قدرت پردازشی متوسط بود که اصلا با تعداد دانشجو‌ها همخوانی نداشت و اکثر دانشجو‌ها از کامپیوتر‌های خودشون استفاده می‌کردند و فقط اجرا‌های زمان‌بر و سنگین رو روی یکی از اون کامپیوتر‌ها اجرا می‌کردند.

جمع‌بندی

اینکه دکتری تخصصی پیوسته بیوتکنولوژی پردیس علوم دانشگاه تهران را انتخاب کنید به شخصیت شما ربط دارد. اگر کسی از من بپرسد که به او توصیه می‌کنم یا نه، اول از او می‌پرسم چگونه آدمی است و به دنبال چه است؟ اگر به دنبال شبکه‌سازی و پیشرفت در محیط کاری بیوتکنولوژی ایران است، به نظر من جایگاه عالی برای این کار است. اگر یک نرد است که می‌خواهد علم روز را بیاموزد به نظر من اصلا جای خوبی نیست. اگر می‌خواهد مهاجرت تحصیلی کند، رشته‌ای است مثل سایر رشته‌ها. مزایایی برای این کار دارد و معایبی هم دارد.
پیشنهاد می‌کنم که آگاهانه‌تر از امثال من تصمیم بگیرید و سعی کنید که بیشتر با دانشجویان سابق و فعلی این رشته در تماس باشید تا شاید بتوانید از نزدیک با تبعات تصمیم خود آشنا شوید.

نظرات